متن در مورد سفر رفتن ، دوست و عشقت + متن زیبا و ادبی درباره مسافرت رفتن

متن در مورد سفر رفتن

متن در مورد سفر رفتن ، دوست و عشقت + متن زیبا و ادبی درباره مسافرت رفتن
متن در مورد سفر رفتن ، دوست و عشقت + متن زیبا و ادبی درباره مسافرت رفتن همگی در سایت پارسی زی.امیدواریم این مطلب که حاصل تلاش تیم شعر و فرهنگ سایت است مورد توجه شما عزیزان قرار گیرد.

متن در مورد سفر رفتن

وقتی سفر
دوست داشتن تو باشد
رفتن هم
آمدن است
⇔⇔⇔⇔

متن در مورد سفر رفتن دوست

به آرامی آغاز به مردن می‌کنی
اگر سفر نکنی،
اگر کتابی نخوانی،
اگر به اصوات زندگی گوش ندهی،
اگر از خودت قدردانی نکنی .
به آرامی آغاز به مردن می‌کنی
زمانی که خودباوری را در خودت بکشی،
وقتی نگذاری دیگران به تو کمک کنند .
به آرامی آغاز به مردن می‌کنی

متن در مورد سفر رفتن عشقت

کولی ها چمدان سفر ندارند.
کوچی ها سقفی بر سر ندارند.
پرستوها مرزها را نمی شناسند .
اما کولی ها و کوچی ها و پرستوها
در سفر همراه دارند.
همراهان. بیشماران. قاصدک ها تنها سفر می کنند .
من پای سفر ندارم. دلی هم ندارم تا قوی دارمش .
من باز هم به سفر می روم
⇔⇔⇔⇔

متن در مورد سفر رفتن با دوستان

بی تو هم می شود
زندگی کرد قدم زد،
چای خورد، فیلم دید،
سفر رفت؛ …
فقط بی تو ن
می شود به خواب رفت
⇔⇔⇔⇔

متن در مورد سفر رفتن عشق

خیلی زود که برگردی باز برای بی‌تو ماندنِ من هزاره‌ای‌ست
که پُر شکوفه‌ترین کلماتِ مرا در غیابِ نور به خوابِ سایه خواهد بُرد .
سفر به سلامت پرنده‌ی دخترانه، ترانه !
تنها تو می‌دانی که هیچ پیش‌گویی از خوابگزارانِ مَحْرَمِ آسمان گُمان نخواهد برد
که من از بازجُستِ بی‌سرانجامِ آن سفر کرده روزی به عریان‌ترین رویاها خواهم…

متن در مورد سفر رفتن همسر

سفرهای تنهایی همیشه بهترند
کنارِ یک غریبه می‌‌نشینی
قهوه ات را می‌‌خوری
سرت را به پشتی‌ صندلی
تکیه میدهی‌ تا وقت بگذرد
به مقصد که رسیدی
کیف و بارانی ات را بر میداری
به غریبه ی کنارت
سری تکان می‌‌دهی‌ و می‌‌روی
همین که زخمِ آخرین آغوش را
به تن‌ نمی‌کشی
همین که از دردِ خداحافظی
به خود نمی‌‌پیچی‌
همین که تلخی‌ یک بغض را
با خودت از شهری به شهری نمیبری
همین یعنی‌ سفرت سلامت…
⇔⇔⇔⇔

متن در مورد مسافرت رفتن

روز پاییزی میلاد تو در یادم هست
روز خاکستری سرد سفر یادت نیست
ناله ی نا خوش از شاخه جدا ماندن من
در شب آخر پرواز خطر یادت نیست
تلخی فاصله ها نیز به یادت ماندست
نیزه بر باد نشسته ست
و سپر یادت نیست
⇔⇔⇔⇔

متن انگلیسی در مورد سفر رفتن

پس از سفرهای بسیار
و عبور از فراز و فرود امواج این دریای طوفان‌خیز،
بر آنم که در کنار تو لنگر افکنم؛ بادبان برچینم؛
پارو وا نهم؛ سُکان رها کنم؛
به خلوت لنگرگاهت در آیم
و در کنارت پهلو گیرم آغوشت را بازیابم

متن زیبا در مورد سفر رفتن

خیال می کنم در آب های جهان قایقی است
و من -مسافر قایق- هزار ها سال است
سرود زنده دریانوردهای کهن را
به گوش روزنه های فصول می خوانم
و پیش می رانم مرا سفر به کجا می برد؟
کجا نشان قدم نا تمام خواهد ماند
و بند کفش به انگشت های نرم فراغت
گشوده خواهد شد؟
کجاست جای رسیدن ،
و پهن کردن یک فرش
و بی خیال نشستن
⇔⇔⇔⇔

متن ادبی در مورد سفر رفتن

گهواره تکرار را ترک گفتم
در سرزمینی بی پرنده و بی بهار .
نخستین سفرم باز آمدن بود
از چشم‌اندازهای امید‌فرسای ماسه و خار،
بی آن‌که با نخستین قدم‌های نا آزموده نوپائی خویش
به راهی دور رفته باشم .
نخستین سفرم باز آمدن بود
⇔⇔⇔⇔

متن در مورد رفتن عشق به سفر

در دایره ی تاریک فنجان فال عکس
فانوس ستاره و عطر اطلسی افتاده است
شاید شروع نور نشانه‌یی از بازگشت نگاه گرم تو باشد
باید به طراوت تقویم های کهنه سفر کنم

متن درباره سفر رفتن همسر

بگذار تو را میان خویشتن و خویش بگویم …
میان مژگانم و چشم بگذار
اگر تو را به روشنای ماه اعتمادی نیست
تو را به رمز بگویم بگذار تو را به آذرخش بگویم یا با گل نم باران …
بگذار نشانی چشمانت را به دریا پیشکش کنم
اگر دعوتم را به مسافرت می پذیری …
⇔⇔⇔⇔

متن زیبا در مورد مسافرت رفتن

گفته بودم صدای سرد سکوت این سالها را
با سرود و سماع ستاره بر هم نمی زنم
اما دوباره دل دل این دل درمانده تو را
میهمان سایه گاه ساکت کتاب و کاغذ کرد
هی همیشه همسفر حدود تنهایی بگذار
که دفتر دریا هم گزینه یی
از گریه های گاه به گاه من باشد
⇔⇔⇔⇔

متن درباره مسافرت رفتن

هیچ وخت
با تازه عروس دامادا
نرین مسافرت
حالتونو بهم میزنن

متن انگلیسی درباره مسافرت رفتن

خوشبختی نمیتواند مسافرت کردن باشد،
داشتن باشد بدست آوردن باشد یا حتی پوشیدن …
خوشبختی یک تجربه معنوی
از زندگی کردنِ هر دقیقه از زندگیتان،
با عشق، لذت و قدردانی است.

Comments

Popular posts from this blog

شعر در مورد جاهل ، شعر سعدی و حافظ و مولانا در مورد جهل و نادانی و خرافات

تعبیر خواب دور شدن از معشوق ، ترک شدن توسط معشوق و بیرون انداختن از خانه

شعر در مورد طایفه ، بابادی و بیرانوند و بزرگان طایفه گرایی