توبه ، انواع و تعریف و اعمال و معنی و احادیث و آیین توبه در قرآن چیست
توبه ، انواع و تعریف و اعمال و معنی و احادیث و آیین توبه در قرآن چیست
در این مطلب از سایت خشدار
می خواهیم در مورد توبه ، انواع و تعریف و اعمال و معنی و احادیث و آیین
توبه در قرآن چیست صحبت کنیم امیدواریم این مطلب مورد توجه شما قرار گیرد.
توبه چیست
همگى مىدانیم که مقصود از توبه، توبۀ زبانى نیست، هرچند در دل جوش و خروش نباشد، زیرا چنین بازگشتى نمىتواند عامل
۳۲۸پاکسازى گردد. توبه آن ندامت و پشیمانى
از عمل زشت دیرینه است که از اعماق دل سرچشمه گیرد و آثار آن در سراسر
زندگى جوانه زند و نه تنها زبان مظهر وجود چنین ندامت باشد، بلکه تجلیات آن
در تمام مظاهر زندگى انسان دیده شود.
امیر مؤمنان على علیه السّلام در نهج
البلاغه با بیانات بلیغ خود، عالىترین درجۀ توبه را بیان کرده است. در
محضر امام، مردى بدون اینکه حقیقت استغفار را درک کند، صیغۀ توبه را به
زبان جارى کرد؛ نحوۀ گفتن طورى بود که وى این سخن را بسان بازى با الفاظ بر
زبان، جارى مىساخت و مىگفت: «استغفر اللّه» بىآنکه انقلابى در درون او
برپا گردد.
چنین استغفار بىروحى امام را ناراحت کرد و امام به او فرمود:
«أ تدری ما الاستغفار إنّ الاستغفار درجه العلّیین، و هو اسم واقع على ستّه معان» ؛
تو مىدانى استغفار چیست؟ استغفار مقام بلند پایگان از افراد با ایمان است که شش شرط لازم دارد:
۱٫ «الندم على ما مضى» ؛
پشیمانى از کارهاى بد گذشته.
۲٫ «العزم على ترک العود إلیه أبدا» ؛
تصمیم بگیرد که بار دیگر به سوى آن گناه بازنگردد و با گذشته وداع کند.
۳٫ «أن تؤدّی إلى المخلوقین حقوقهم حتّى تلقى اللّه أملس لیس علیک تبعه» ؛
۳۲۹حقوق مردم را بپردازدى تا با خدا با پاکى ملاقات کنى و بر تو گناهى نباشد.
۴٫ «أن تعمد إلى کلّ فریضه علیک ضیّعتها فتؤدّی حقّها» ؛
فرایضى را که در گذشته انجام ندادهاى، تصمیم بر قضاى آنها بگیر.
۵٫ «أن تعمد إلى اللحم الّذى نبت على السحت فتذیبه بالأحزان حتّى تلصق الجلد بالعظم و ینشأ بینهما لحم جدید» ؛
گوشتهایى که بر بدن تو از حرام روییده است، در سایه اندوه و غصه آب شود و پوست بر استخوان بچسبد و گوشت تازهاى بروید.
۶٫ «أن تذیق الجسم ألم الطاعه کما أذقته حلاوه المعصیه» ؛
بدنت زحمت اطاعت را بچشد، همانطور که شیرینى گناه را چشیده است.
هرگاه که این شرایط تحقق یافت، در این صورت بگو: «أستغفر اللّه» ۱٫
در پایان از تذکر نکتهاى ناگزیریم و آن
اینکه در نخستین آیۀ مورد بحث که سخن از خلود و عذاب دایم به میان آمده
است، از میان گناهان یاد شده در آیات قبلى، چیزى که مایۀ خلود در آتش
مىگردد شرک است، زیرا شرک است که مایۀ خلود است، نه آلودگى به فحشا و نه
قتل نفس، هرچند گروهى در قتل نفس نیز به خلود معتقدند و در این مورد به
آیۀ: «وَ مَنْ یَقْتُلْ مُؤْمِناً مُتَعَمِّداً فَجَزٰاؤُهُ
۱) . نهج البلاغه، حکمت ۴۱۷٫
۳۳۰ جَهَنَّمُ خٰالِداً فِیهٰا ۱ ؛ هرکس،
مؤمنى را عمدا و بىگناه بکشد، سزاى او دوزخ است که پیوسته در آنجا خواهد
بود» استناد مىکنند؛ در این صورت، موضوع خلود در دوزخ، مربوط به شرک و قتل
نفس خواهد بود.
منبع » مرکز تحقیقات علوم انسانی
Comments
Post a Comment